اون دنيا خدا نميپرسه مدل ماشينت چيه؟ ميپرسه چند تا پياده رو
سوار كردي؟ قابل توجه دختر خانمهايي كه نميدونن نيت پسرها خيره
...................................................
دو تا هزار پا با هم ازدواج میکنن بعد از یک ماه نره به ماده
میگه جون من بگو لای کدوم پاته
................................................... زنگ میزنه 118، میگه: ببخشید شماره تلفن غضنفر
رو دارین؟! یارو میگه: نه. ترکهه میگه: پس من میخونم یادداشت كنین
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 16:5  توسط محمد رضا
|
یارو پنچر گيري داشته، زن ميگيره. فرداي شب عروسيشون،زنش ميره
پيش باباش شكايت ميكنه كه: اين شوهر من ديشب منو گرفته بود هي فرو ميكرد تو وان
حموم! باباهه ميره پيش دامادش ميگه: چرا شب اول زندگي دختر منو هي فرو ميكردي تو
وان؟! یارو ميگه: خوب ميخواستم سوراخشو پيدا كنم
..................................................................
زنه سوار ماشين ترکه ميشه ميگه امان از گروني رون و سينه ! ترکه ميگه لاپا! لاپا رو
بگو ! زنه داد ميزنه خفه شو بي ادب ! ترکه ميگه بابا لاپا، نخود، عدس
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 20:15  توسط محمد رضا
|
جدیدترین رمان عشقی قزوین منتشر شد: خسرو و فرهاد
+ نوشته شده در دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 22:25  توسط محمد رضا
|
رشتیه به زنش میگه یه چیز بگو هم خوشحال شم هم ناراحت زنش فکر میکنه بعد میگه مال
تو از دوستات بزرگتره
....................................................................
غضنفر ميوفته دنباله دختره با سنگ ميزنه تو سرش ميگه حال كردي
چطوري مختو زدم
....................................................................
کمیته امداد از برادران لر درخواست کرد بعد از انداختن سکه به داخل
صندوق صدقات، کودکان خود را سوار صندوق نکنند
....................................................................
تو رشت می رن واسه آمار گیری طرف از
زن رشتیه می پرسه: خانوم شما چند نفرین؟؟؟ زن می گه من مشکلی ندارم شما چند نفرین
+ نوشته شده در جمعه هفتم آبان 1389ساعت 11:38  توسط محمد رضا
|
اس
ام اس عربی جدید وزیبا برای شما دوستان گل و دوست داشتنیم البته این اس
ام اس ها فقط جنبه شوخی داره و قصد اهانت به هیچ قشر یا طبقه خاصی رو
نداریم
عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشوريه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه عربه ميره توالت، تا مياد بشينه يهو يك آروغ اساسي ميزنه… پا ميشه، ميگه: باز برعكس نشستمآبادانيه ميخواسته يك رفيق جديدشو به باقي رفقا معرفي كنه، رو به رفقاش ميكنه، ميگه: بچهها… قاسم. بعد رو به قاسم ميكنه، ميگه: قاسم جان… بچهها يه بار از يه عرب مي پرسن : اگه همه دنيا رو بهت بدن چكار ميكني ؟ ميگه : ميفروشم . ميرم كويت!!! يه
باربه يه آباداني و اصفهاني وتهراني مي گن كه كي ماهي بزرگ گرفته.اصفهاني
ميگه من ماهي ۱۸ متري گرفتم. تهراني ميگه۱۹متري.آباداني ميگه۱۰متري.بهش
ميگن اينكه از همه كوچيكه.ميگه:ولك چشاش اينقدره…… یک دفعه به یه آبادانی می گن با مخابرات جمله بساز آبادانی گفت مخا برات برقصم از يه دختر عرب مي پرسند: ۴ تا پستاندار نام ببر ميگه خواهرم، مادرم ،زن برادرم، خودمم دارم در ميارم عربه
تو ماه رمضان ميره در خونه رفيقش ميبينه كه رفيقش يك زن لخت رو گذاشته
تو يخ، ميگه ولك چرا اين طوري كردي؟ ميگي گذاشتم براي بعد از ماه رمضان
خراب نشهبه يه عربي بمب ميدن ميگن بزار يه جاي شلوغ؟عربه مي بره مي زاره تو عروسي پسر عموش!از يه آباداني مي پرسندجمعيت آبادان چندنفره؟ميگه ولله بادهاتهاي اطرافش ۶۰-۷۰ميليوني ميشهعربه مي خواسته شير داغ بخورد زير پاي گاوه آتيش روشن ميكندآبادانيه
مياد تهران سوار اتوبوس ميشه، بليط اتوبوسراني آبادان رو ميده دست راننده.
يارو ميگه: داداش اين بليط مال اينجا نيست. آبادانيه ميگه: ولک روشو خوب
توجه نکردي، نوشته آبادان و حومه عربه بچش تو اتوبوس به دنيا مياد اسمشو ميذاره عبدالواحد
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 21:3  توسط محمد رضا
|